مهمانی خدا

باز ماه رمضان اومد ، به که چقدر منتظر بودم که بیاد و برم مهمونی خدا سر سفره ای بشینم که نعمتهاش بی انتهاست یک سفره بی منت که هر چی اراده کنی برات حاظره ، ولی امسال ماه رمضون با ماههای رمضون تمام زندگیم فرق میکنه امسال فقط من تنها دعوت نبودم بلکه خدا بهم شریک و همدمی داد که با اون دوتایی بشیم مهمونش از خدا خواستم روز اول ماه مبارک رو اولین لقمه رو سارا دهنم بزاره که روزه ام باز بشه اون دعا هم بر اورده شد ، سارا جان من رحمت خدا بینهایت هست تنها چیزی که ازت میخواهد در مقابلش که بگی اون تنها و یگانه هست وو تو هم تو دلت گفتی و اون شنید و حالا  از هر طرف رحمتش رو واست می آره . سارا هیچ وقت چیزی نگو که خدا رو از خودت برنجونی اگه به خودت تهمت بزنی یعنی به این همه چیزهای خوبی که برات فراهم کرد تهمت زدی و نا شکری کردی اونوقت همه اینها رو هم ازت میگیره که باز مثل بقیه ادمها تنها بشی ، چه چیز بهتر از این که آدم تو هر کاری اول اون رو در نظر بگیره ، نقشی که به زندگیت رو زده رو نگاه کن و ببین که از دل تنگی به کجا میبرتت پس نا شکری نکن که ازت نگیره این همه رحمت رو ،

روزی که پیرهن عروس رو تنت کردی نمیدونی چه بغضی تو کلوم نشست ، زیبا تر از گل بهار بودی اولین جمله سر زبونم یا الله بود وقتی تو اون لباس دیدمت ، تمام تنم داغ بود دهنم خشک  رو چشهام اشک ، دوست دارم پا به پات بیام وقت خرید ، چون خرید بهونه ای هست که دستهاتو بگیرم  ، هنوز نگرانم ولی چه کنم که از دستای من چیزی بر نمی آد جز اینکه رو به آسمون التماس کنند حتی شبه که خوابی همش بیدارم و بهت نگاه میکنم باهات درد و دل میکنم همش نگرانم که سرت رو بد نزاری که صبح گردنت درد بگیره ، سارای من تو توجایی از دلم نشستی که خود من هم حتی فکر نمیکردم وجود داره  پاک و دست نخورده صاف و زلال حالا که اومدی محکم بمون و باش و بساز که من و تو تنها نیستیم .

یا علی

بدون عنوان

خودم هم نفهمیدم که چطور شده ، یک هو بد جوری هواتو کردم توی اتوبوس همش داشتم فکر میکردم که  چرا اینقدر عصبانی شدم ، میخواستم ببینمت که دلم آروم بشه ولی گفتی نیا شایدم واسه همون شد که ناراحت شدم ، انگاری هر چی غم تو دنیا بود سراغم اومد منم پناه به سجاده ام بردم که آروم بشم ، دلم فقط سکوت میخواست ، چراغها رو خاموش کردم و گوش میدادم لا شریک اله کل بیک … دلم خیلی آروم گرفت بدون هیچ نیتی کتاب رو باز کردم، نوشته بود دل یک یتیم رو هرگز نشکنید که روز قیامت از آتیش من راه فراری نیست و  من پشت و پناه اونهام خودم فهمیدم با من هست واسه همین بهت تکست دادم ، میدونم بد کردم میدونم ناراحتی میدونم دلتو شکوندم ولی قول دادم پای سجاده که هیچ وقت این کارو تکرار نکنم ، همش واسه دلتنگی تو بود  ، به خودم ثابت کردم که چقدر دوست دارم و میخواهم همه لحظه ها رو با تو شریک باشم چه وقت غمش چه وقت شادی ، ولی غم ها رو واسه خودم ور میدارم که تو همیشه شاد باشی ، تو نمیدونی با من چه کردی نازنینم که به خاطر  دوریت به سجاده ام پناه میبرم ای کاش اینجا بودی که نازت میکردم ، دستهاتو میگرفتم میگفتم که هستم تا همیشه دیکه هیچ وقت این اتفاق تکرار نمیشه و اگر شد خودم میرم که دیگه به خاطر منم غصه نخوری ، چون طاقت غصه خوردن تو رو ندارم ، اگه دنیای قصه رو تحمل کنم قصه دوری تو منو از پا در میاره . منو ببخش تا باشم

یا علی

مقاله های بیشتر

راه درازی است ، آیا با منی

حس خوب وابستگی

دل بریدن اسان نیست .

مسلمان مصلحتی ؟

آموزش به زودی

اولین روز این هفته توی کالج

زندگی

با کسی تاروف نداریم داریم؟