بایگانی نویسنده
مهمانی خدا
باز ماه رمضان اومد ، به که چقدر منتظر بودم که بیاد و برم مهمونی خدا سر سفره ای بشینم که نعمتهاش بی انتهاست یک سفره بی منت که هر چی اراده کنی برات حاظره ، ولی امسال ماه رمضون با ماههای رمضون تمام زندگیم فرق میکنه امسال فقط من تنها دعوت نبودم بلکه خدا [...]
بدون عنوان
خودم هم نفهمیدم که چطور شده ، یک هو بد جوری هواتو کردم توی اتوبوس همش داشتم فکر میکردم که چرا اینقدر عصبانی شدم ، میخواستم ببینمت که دلم آروم بشه ولی گفتی نیا شایدم واسه همون شد که ناراحت شدم ، انگاری هر چی غم تو دنیا بود سراغم اومد منم پناه به سجاده [...]
راه درازی است ، آیا با منی
هر لحضه نزدیگ تر به خدا به تو ، نمی تونم صبر کنم که تو رو تو خونه خودمون ببینم ولی هنوز یک پله باقی مونده فقط یکی ولی خیلی ها وقتی به اون پله میرسن هیچ وقت در نمی زنن و بر میگردن ، نمیدونم چی کار میخواهی کنی در رو باز گزاشتم که [...]
حس خوب وابستگی
دوشنبه یکی دیگه از روزهای خدا ، ولی واسه من این دوشنبه خیلی فرق داشت ، از خواب بیدار شدم دوش گرفتم نمازم رو خوندم ، از بس دلهره داشتم که غذا هم از گلوم پایین نمی رفت ، تصمیم گرفتم برم بیرون با نواب یک دوری تو محله قدیمیشون بزنیم که من آروم تر [...]
دل بریدن اسان نیست .
تو دیوانه ای ! جو گرفته ! بابا بیخیال ! حالا این بارو زیر آبی برو ! . . . اینها کلماتی هست که در طول هفته راجب خودم میشنوم انگار همه میخوان یک تیکه از وجودم رو بکنند تکه ای که بعد از سالها پیداش کردم و حاضر نیستم به هیچ قیمتی از دست [...]
مسلمان مصلحتی ؟
سلام حتما دور و ورتون آدم های زیادی دیدید که مثلا خودشون رو مسلمان می دونند ولی وقتی ازشون می پرسی چرا نماز نمی خونی میگه من تو دلم به خدا نزدیکم و از این حرف ها. یا اینکه مثلا چند وقت پیش در طول تعطیلات کریسمس شنیدم، یک مسلمان می خواست، هواپیمای مسافر بری [...]
آموزش به زودی
بعد از مدتی غیبت گفتم یه چیزی بنویسم همه چیز اوکی هست دوستان گفتن از خودت بگو خوب من که میدونید مهران هستم البته اسم شناسنامه من احسان هست حدود ۲۶ سالم هست کامپیوتر خواندم و الان حدود ۴ سال هست تو لندن زندگی میکنم بهترین دوستم که مثل برادرم میمونه بهرام هست که همه [...]
اولین روز این هفته توی کالج
این هم از اولین روز این هفته توی کالج که با برخورد بد معلم کلاس رو ترک کردم قضیه این بوده که من و دوستم کارولینا بهترن های کلاس هستیم و همیشه پیش هم میشینیم این دو هفته قبل استاد هندی ما ما رو از هم جدا کرده بخاطر اینکه میکه ما زیاد سر کلاس [...]
زندگی
زندگی مثل باد میگزره خوب و بد همش قاطی پاتی یک روز شادی یک روز اندوه و ملامت داشتم فکرمیکردم زندگی بدون اندوه هم زندگی نیست چون دیگه معنای پیدا نمی کنه میدونم سخت هست ولی انسانیت رو میسازه بهت میفهمونه بابا زندگی ان رویای قشنگی هست گه واقعا یک انسان باید داشته باشه سعی [...]
با کسی تاروف نداریم داریم؟
با کسی تاروف نداریم داریم؟
